تبليغاتX
عکس عاشقانه شعبه لاهیجان

عکس عاشقانه شعبه لاهیجان

این وبلاگ مخصوص مطالب و عکس عاشقونست و هرکی عاشقه بیاد اینجا .شعبه لاهیجان

عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نبايد يک بخاري استاندارد در کلاسشان ميبود، و انگشتهاي ذوب شده نرگس در کنار کتاب فارسي کلاس سوم ما را ناخودآگاه به ياد حسنک کجايي، تصميم کبري، روباه و خروس و دهها درس خاطرهانگيز ديگر اين دوره انداخت.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 12:8  توسط ali   | 

آتش به دلمان زد.
نرگس دفتر مشقش را باز ميکند، به زحمت و با کمک دست ديگر مداد سياه را در دست ميگيرد و در سطر اول مينويسد: اي کاش کلاسمان آتش نميگرفت
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 12:6  توسط ali   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 12:44  توسط ali   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 12:42  توسط ali   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 12:39  توسط ali   | 

سلام.تواین روزا خیابونا شلوغه.همه دارن لباس نوو چیزای نو میخرن.همه خوشحالن که داره عید میاد به فکر تفریح هستن.بچه ها کسی به فکر پچه ای که پول نداره لباس بخره هست.از خدا میخواد که یه نفرواسش عیدی بیاره. یه نفر بهش عید تبریک بگه.شب زیر پتو گریه میکنه بدون اینکه کسی بفهمه.اشکاش بالششو خیس میکنن.بیایم همه تو این عیدی بهشون سر بزنیم.بهشون عیدی بدیم وواسه اینکه سال خوبی داشته باشن واسشون از ته ته ته دلمون دعا کنیم............
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 12:36  توسط ali   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 12:35  توسط ali   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 12:34  توسط ali   | 

chi begammmmmmmmmmmmm .az chi begam.bikhiyal dg khaste shodammmmmm.dg nemikham hichiyo ................................................................................................................

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 12:27  توسط ali   | 

پنجره باران خورده ات را باز کن

چند سطر پس از باران

چشم هایم را ببین که چشمهایت دیوانه شان کرده

دلم برایت تنگ است

توسط باران

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:37  توسط ali   | 

salam be hameye dostaye golam.omidvaram hamishe khosh bashin.omadam ke khodahafezi konammmmmm.vali be hamatun migam age darin asheghe kasi mishin khoooooooooooooooooooooobbbbbbbb beshnasit tarefetone ke ye moghe bad nashe .manam a zeydam joda shodam va dg nemikham bahash basham chon liyaghatesho nadaram.omadam begam man vase hamatun doa mikonid.shayad kasi nevashtamo bebine asabesh khord mishe yade khodesh miyofte .dg eshghi vojod nadare ,dg khastam badjor enghadr delam gerefte ke mikham beram yeja dad bezanam begam dosesh daram vali engar in dost dashtan bayad bade jodaeimun hamintori bemone ta man betonam hesesh konam ,intori behtareeeeeeeee.bacheha khodahafezzzzzzzzzz dosetun daram .kasaeiyo ke link nakardam manzoram nabod ke beheshun ahamiyat nemidadam vaghtesho nadashtamkhofahafezzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzz.modate etebare dostim 1salo 8 mah va in payaneshee.bye

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 1:20  توسط ali   | 

salam .vase on daste kasaei ke zarbe khordan .mitonam begam dg dostiya boye kesafat gerefte .dosti shode faghat vase sex .ya dokhtaraei ke bekhatere pol ba pesara rafigh mishan .kojast on dostihei ke to kochehaye ghadimi ba halo havaye ghadimi .ba dost dashtanhaye ghadimi.kasi ke shekast khord na omid nashe khoda on balastttttttt midone bayad chejori behetun neshon bede ke taraf zarbasho mikhoree.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 16:11  توسط ali   | 

در طی روز همواره سعی کنید که نیاز به دعا و دعا کردن را احساس نمایید و لمس کنید.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 12:26  توسط ali   | 

وقتی میرم تو خودم شاید
پاییز سال بعد برگردم...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 12:25  توسط ali   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 12:24  توسط ali   | 

در طوفان های زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودنه
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 12:24  توسط ali   | 

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلبعشق ز هر بی سروپایی نکنیم.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 12:23  توسط ali   | 

خدایا...
به هر که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است
و به هر که دوست تر میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر
دکتر شریعتی کتاب کویر
خداوندا ارامشی عطا فرما تا بپذیرم انچه را که نمیتوانم تغییر دهم شهامتی که تغییر دهم انچه را که میتوانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم "امین"
مردم چیزی رو که نمیفهمن مسخره میکنن!!!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 12:22  توسط ali   | 

رفت ... بدون اینکه مرا به خدا بسپارد
نمیدانم خدا را از یاد برده بود یا مرا....؟

دلتنگم برای کسی که مدتها بی انکه باشد
هر لحظه زندگیش کردم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 12:22  توسط ali   | 

adorable, afraid, alone, angry, bitch, black

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 12:17  توسط ali   | 

:deviant, a kiss, beso, black and white, black white, contrast
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 12:7  توسط ali   | 

AF AF
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 13:55  توسط ali   | 

VA RAFT
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 22:59  توسط ali   | 

VA RAFT
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 22:59  توسط ali   | 


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 21:32  توسط ali   | 


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 21:22  توسط ali   | 


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 13:39  توسط ali   | 

tahdim be baranam


برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی

برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش کردی

برای همه وقت هایی که به من شهامت و جرأت دادی

برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی

برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی

برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من شدی

 برای همه وقت هایی که در فکر من بودی

برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی

برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی

برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی

ازتو ممنونم و بهترین ها را برات آرزو می کنم


+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 13:32  توسط ali   | 

be yade kasi ke baruno shirini ehsasatash midi


زیــر بــارون ، بـه یـاد تـو گـریـه کـردم ...
زیــر بــارون ، بـه اون چـه کـه گـذشته خـوب  فـکر کـردم ...
زیــر بــارون ، از ایـنکه چـه قـدر به مـرگ نـزدیـک شـدم ، بغض کردم ...
زیــر بــارون ، صـدای قلـبم را گـوش کـردم ...
زیــر بــارون ، بـا صـدای بلـند اسـمت را فـریاد  کـردم ...
زیــر بــارون ،  فـهمیدم کـه تـا حالا چه قدر اشـتباه ، زندگـی کـردم ...
زیــر بــارون ، بـا شـنیدن طـنین عشق ، خـدا را طلب کـردم
زیــر بــارون ، جـای خـالی دستان گرمت را با تـموم وجـود ، حـس کردم ...
زیــر بــارون ، اشـک های  لحـظۀ  خـداحافظی راتو ذهـنم ، تـداعی کـردم ...
زیــر بــارون ، ایـن دنیـای بـی وفـا را تا دلت بـخواد ، نفـرین کـردم ...
زیــر بــارون ، از عشـقی کـه تـو قـلبم حـک کـردی ، یـادی کـردم ...
زیــر بــارون ، بـه پـشت سـرم نـگاه کردم و... سـال زندگی را بـاور کـردم ...
زیــر بــارون ، بـه تـموم بـهونه هـامون تبـسم تـلخی کـردم ...
زیــر بــارون ، بـه حـکمت خـدا از تـه دل شـک کـردم ...
زیــر بــارون ، بـه فـرار ثـانیه هـا اعـتقاد پیـدا کـردم ...
 زیــر بــارون ، بـه مـعنی وا قـعی زیسـتن انـدیشه کـردم ...
زیــر بــارون ، شـعار: « آینـده ای روشـن» را مسـخره کـردم ...
زیــر بــارون ، نمـی دونـی کـه ، چـه قـدر خـودم را سرزنـش کـردم ...
زیــر بــارون ، یـه عـالمه اشـک ، بـا قـطره هـای بـارون قـسمت کـردم ...
زیــر بــارون ، بـه هـیچ یـک از سـؤالام جـوابی پـیدا نـکردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 13:25  توسط ali   | 

ديگه طاقت ندارم


ديگه طاقت ندارم , انگاري دارم اشك بالا میارم
ديگه تحمل اين همه عذاب رو ندارم, دلم ميخواد مثل بارون بهار ببارم
ديگه عاشق نميشم دلم ميخواد مثل ديوونه ها در به در شم
ديگه دل به غريبه نميدم , دلم ميخواد هرچي از دنيا گرفتم پسش بدم
ديگه دست به دست عشق نميدم , كه بخوام مثل حالا پسش بدم
ديگه به خاطر كسي غرورمو لهش نميكنم , كه مجبور بشم مثل امروز نفرين بارش كنم
ديگه تو دادگاه دلم خنده  رو حروم ميكنم , آخه نميخوام به اشك تو چشام نامردي كنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 13:20  توسط ali   |